| » . |
براي دريافت جديد ترين عکسها و فيلمها و همچنين جديد ترين موزيک ها اينجا عضو شويد
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
چای ( خاطره )
چایی چایی چایی
حتما همه چایی خوردین (خوشبختانه غیر قابل انکاره) چایی می تونه تلخ باشه شیرین باشه بی مزه یا بامزه باشه ما تو جاهای مختلفی چایی می خوریم مثلا خونه مهموونی و .....

ولی فکر کنید زنگ آماره معلم راهنماتونم معلم آمارتونه و می یاد و بهتون چایی می ده چه احساسی پیدا می کنید متاسفانه این احساس بسیار خوب عیر قابل توصیفه فقط می تونم بگم بهترین چایی عمرتون می شه که وقتی هر قلوپشو می خورین روحتون به پرواز درمی یاد تا حالا از این اتفاقا برای شما افتاده؟
پ.ن: امروز توی کوه وزیر مسکن و دیدیم و هممون اینقدر هول شدیم که سلام یادمون رفت (این ارزش یه پست رو نداشت)
لينك ثابت ![]()
محسن اینا! ( خاطره )
دیروز بعد از مدرسه قرار بود کلاس تئاتر داشته باشیم اما کنسل د . بعدش یکی همینطوری پروند بریم انقلاب بعد هم یکی دیگه (از این که اسم نمی یارم می خوام که آبروشون نره ) گفت : بریم پارک لاله و ما هم که شافتول تر اون بودیم گفتیم باشه تو اتوبوس کلس خندیدیم تا اینکه به انقلاب رسیدیم
نادر یه بازی داشت که می خواست عوض کنه آخرش هم یارو پیچوندش . بعد هم رفتیم ونه نادر و توپ والیبال برداشتیم و بعد هم رفتیم پارک . اونجا هم اینقدر بازی کردیم که توپه کم آورد و ترکید !!! یه جا داشتن بازی می کردن ، نا هم رفتیم و مظلوم نشستیم گوشه جدول تا بازیمون بدن آخرش هم شعاعی و اسی رو بازی دادن که جفتشون هم .....
بعد از اون اونا هم اومدن بیرون داشتیم می رفتیم که دیدیم 2 تا پیر مرد دارن فوتبال بازی می کنن اولش بهشون خندیدیم بعد که رفتیم تو بازی فهمیدیم که خیلی ع ر بن یه پسره بهمون گفت که 23 سال خدای فوتبال پارک همین 2 تان . ما هم گرخیدیم حدود 30 تا گل خوردیم که من رفتم خونه بعد هم رسیدم و با بدبختی تمام جبر و آمار و زبانم رو نوشتم.
یه نکته قابل توجه محسن و شعاعی خصوصا محسن : وقتی که که یکی تیکه می زنه وقتی که یکی تحلیلش می کنه واقعا بدم چه بگه قشنگ و یا بگه قشنگ تر تیکه بنداز خصوصا وقتی خودش تیکه های ضایه بندازه مثل نون و پنیر و خط کش و یا رد شدن یکی از خیابون رو سوژه بکنه و یا یه چیزی رو که بهش گفتی به همه مدرسه بگه و یا یه لیله بازی کردن تو دوران کودکیرو 100 جور تحریف کنه و به به دیگران بگه یا جلوی خود آدم از پسر خالش بد بگه! و یا ......... بگذریم اگه اگه بخوام بگم همینجوری ادامه داره ولی اینو بدونید که این کار خیلی زشته خصوصا از تو (محسن) خیلی بعیده پس لطف کن از این به بعد غیبت نکن و راسن راست تو چشای من نگاه کن و بگو ببخشد ..........
تلاش کوشش نتیجه! ( خاطره )
دیروز و امروز فیلم وطن ما مردم رو از شبکه ۳ دیدم قشنگ بود به فکر تلاش افتادم رفتم مقاله های کسر مسلسلم رو ترجمه کنم ..... شدم تصمیم گرفتم یه مقله اتگیسی بدم که در محافل بین المللی هم معتبر باشه..............
همیشه پای یک زن در میان است ( خاطره )
دیروز فیلم همیشه پای یک زن در میان است رو دیدم حقی که خیلی قشنگه

یه شب باحال ( خاطره )
چند روز پیش رفته بودیم تالار دریانوردی تا توی یه مراسمی شرکت کنیم (بنرش هم من طراحی کرده بودم) اولش قرآن خوندن بعد هم عمو پورنگ اومد اینقدر چرت گفت که داشت خوابم می برد .

بعد هم یه آقاهه اومدکه تقلید صدا می کرد اول چند تا جک گفت بعدشم آهنگ خاطره های بنیامین و تیتراژعلی سنتوری رو خوند بعد هم یه آهنگ یاس رو خوند و یه فاز اساسی بهم داد بعدشم اومدیم خونه و خوابیدیم.

یه شب پر خاطره ( خاطره )
دیشب خوابم نمی برد برای همین رفتم تا تلویزیون ببینم اول زدم شبکه دو فیلم کارمند نمونه رو دیدم بعدش زدم پنج سریال دختران رو دیدم
بعد از اون زدم کانال 3 و 10 دقیقه آخر بازی والنسیا و رئال مادرید رو دیدم

تو این 10 دقیقه کلی اتفاق افتاد بازی 1 – 1 بود و 1 نفر از رئال اخراج شده بود تو این 10 دقیقه یه نفر دیگه هم از رئال اخراج شد (نیستر روی) و رئال 9 نفره شد جالب اینجاست که با وجود 9 نفره شدن رئال 3 تا گل دیگه زد و والنسیا هم یه گل یه چیز دیگه که خیلی خنده داره این بود که گزارش گره به دیوید ویا می گفت داوید ویا (مزدک میرزایی).

خلاصه فوتبال که تموم شد تاجر پوسان رو دیدم . بعدش یه ساعت و نیم دایره طلایی کشتی های المپیک دیدم بعد هم نیم ساعت راز بقا! بعدم اذان گفتن نمازم رو خوندم بعد از نماز دیدم که چراغگوشیم داره روشن خامموش می می شه (گوشیم 99/99% سایلنته) حالا کی بود آقا علوی می خواست براه کربلا sms زده بود حلالش کنم . صبح هم یه روزنامه همشهری خریدم نکته ای که جلب توجه کرد این بود که گلشیفته فراهانی به هالیوود رفت!
خلاصه این بود یه شب پر هیجان........
چه خبرا؟! ( خاطره )
بازم سلام
امروز روز خوبی بود داشتم هاردم . زیر و رو می کردم که فهمیدی 2 تا بازی 6 گیگی دارم که هنوز یه بارم بازشون نکردم!
یکی pes2008 واون یکی جنگ های صلیبی .

امروز به خاطر ضرورت کاری 43 مگی رو با dial up دانلود کردم .![]()

دو تا سفارش هم داشتم ی پوستر و یه کارت ویزیت.
بازی gears of war هم پاک کردم چون تو یه مرحلش گیر کرده بودم.

یه روزنامه ورزشی هم دیدم که با فونت 40 به بالا و با رنگ قرمز روی صفحه اول نوشته بود نمردیم و طلا گرفتیم.
gears of war ( خاطره )
امروز بازی gears of war رو نصب کردم به امید اتمام آن!!!

آخرین خاطره آقای mkh72 ( خاطره )
یه اردوی دیگه ( خاطره )
دیروز با مدرسه رفتیم پارک چیتگر برای مسابقه ی دوچرخه سواری به قسمت پیست دوچرخه سواری رفتیم هر دوچرخه به غیر از زین سفت به ایراد دیگه هم داشت ایراد دوچرخه من هم این بود که ترمزش از همون اول کار نمی کرد.
خلاصه پیچ های تبد رو با ترمز پایی می گذروندم.ولی بعضی جاها چون شیب خیلی تند بود کنترل از دستم خارج می شد و یه مسیر دیگه می رفتم و باید دور می زدم ولی یه جا وقتی خواستم دور بزنم دو تا زوج جوون با دو تا دوچرخه دو نفره جاده رو مسدود کردهبودنو یه تیکه از مسیر رو دو برابر رفتم تازه سربالایی هم بود.

آخرایی مسیر یه بوفه بود من در حد دو سربلایی می توستم به زور دووم بیارم ولی استاد کیانپور رو در این بوفه دیدم که گفت خیلی مونده من هم رفتم تجدید قبا کردم و حدود 5 دقیقه اونجا نشستم اما ای دل غافل نگو سربالایی بعدی مسابقه تموم می شد آقا کیانپوره دیگه .....
خلاصه با تموم این مشکلات در زمان 18 دقیقه و خورده ای مسایقه رو تموم کردم و زمان نفر اول هم 14 دقیقه بود اما آقای .... 33 دقیقه تو راه بود(ای کلک) یه عده هم ه مسابقه رو تموم نکردن.
خبر دیگه این که عزیز تو این مسابقه مصدوم شد و رفت زیر عمل!!!
..: آخرين ارسال ها :..
All Rights Reserved 2007-2009 © by
afshingh1373.Blogfa.com
-
..:Rainy Hull Movis Server:.. -
..:Rainy Hull Music Server:.. -
..:Rainy Hull Images Server:.. -
..:Rainy Hull Host:..
