| » . |
براي دريافت جديد ترين عکسها و فيلمها و همچنين جديد ترين موزيک ها اينجا عضو شويد
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
یک شب طولانی تر از همیشه ( مدرسه )
دوست دارم كز غم جانسوز عاشورا بميرم
بنده آنگه باشم اورا كزغم مولا بميرم
مي كشد شرمم كه بعد از اونفس آيد هنوزم
جاي دارد كز غم اين زندگانيها بميرم
كاش سيلي گردد اين اشك غمش آيد زچشمم
تا مگر ويران كند بنياد عمرم را بميرم
ميزنم خود لاف عشق اما شود ثابت زماني
چون رسم بر كوي جانان جان دهم آنجا بميرم
كاش سر بر تربت كويش نهم در آخرين دم
در جوار قتله گاه زاده ي زهرا بميرم
كشته شد جان جهاني مرگ بر اين زندگاني
زندگي آن است كز ، اين محنت عظمی بميرم
هرطرف گلچهره اي در خاك و خون افتاده بي جان
يا رب از داغ كدامين لاله ي حمرا بميرم
از براي قاسم و اصغر نثار اين جان نمايم
يا كه از داغ حسيــــن و اكبــــر ليلا بميرم
يا كنار نحر علقم دست غم بر سر بكوبم
وز غم ناكامي آن تشنه لب سقــــا بميرم
كاش سيلي گردد اين اشك غمش آيد ز چشمم
تا مگر ويران كند بنياد عمرم را بميرم
مي زنم خود لاف عشق اما شود ثابت زماني
چون رسم بر كوي جانان جان دهم آنجا بميرم
این شعری بود که حدود ساعت ۱۲ رو یا بهتر بگم شب پنج شنبه با بروبکس تئاتر زمزمه کردیم . شب خوبی بود بهترش اینه که بگم خاطره خوبی بود ........
شبی که ۳ ساعت بخوابی و فرداش تا حد ... تمرین کنی نمی دونم شاید بهتر باشه اینا رو ننویسم چون الآن اینقدر خوابم مییاد که دارم مانیتور رو بالش می بینم ولی بازم می گم
مثل همیشه آقای ر (ر مخفف یک اسم است ) با ساعتی تاخیر اومد و رفت بالا من هم که علاف مثل چند تا . دنبالشون رفتم.
هی خدا خدا می کردم که این نمایش آرش رو تمرین نکنیم آخه اینقدر کار کرده بودیم که فکر کنم به غیر از ما تمام بچه ها اعم از اول تا پ.د دیالوگاشو حفظ بودن .
معلممون رفت پای تخته و این شعر رو نوشت بعد هم بسیار زیبا خوندش ( صداشو ضبط کردم و به زودی به همراه آرش برای دانلود می ذارم ) اما ......
ژ.ن : در راستای اهداف جذابیت این داستان ادامه دارد ....
لينك ثابت ![]()
آرش کمانگیر ( مدرسه )
شعر تصحیح شده آرش کمانگیر را در ادامه ی مطلب ببینید و
پ.ن: چون خیلی از بروبچس از متن شعر انتقاد کرده بودن متن اون رو با حفظیات خودم اصلاح کردم و بند هاشم ردیف کردم تا راحت تر حفظش کنین تو ادامه متن منتظرتونم کامنت هم فراموش نشه
پایدار باشید
یه سه شنبه دیگه به تاریخ پیوست ( مدرسه )
امروز رفته بودم مدرسه . بچه های کلاس یه کلاس دیگه داشتن در نتیجه من
موندم و معلممون حدود 2 ساعت داشتیم با هم search می
کردیم بعد چشممون به رخصار حسن آقا افتاد باید می بودید و می دیدینش فشن کرده بود
اساسی یا به قول خودش تریپ دانشجویی.
اومد پیش من گفت کسی پروفایل کلوبم رو نمی بینه من هم چیزی برای گفتن
نداشتم وقتی داشتم بر می گشتم خونه رفتم توی پروفایلش می دونین چی کار کرده بود
اگه بگم خندتون می گیره اسمش رو کرده بود الناز عکس پروفایلشم عکس یکی از دوستاش
بود ...........
بعد هم یه سر رفتیم راهنمایی و با حاجی تجدید میثاق کردیم . حالا ام
واضحه دیگه تو خونه ام و می خوام برم تا دم افطار بخوابم
معلم هم معلمای قدیم ( مدرسه )
امروز رفته بودم
مدرسه آخه دیشب ساعت حدود 11 معلم پروژمون (آقای اعتصامی) بهم زنگ زد و گفت فدا
ساعت 8 باید مدرسه باشم از طرفی ساعت 7:30 باید 2 تا بنر رو به سازمان بنادر و
دریانوردی تحویل می دادم ( بزرگراه حقانی) خلاصه تا یه ربع به هشت بنر رو تحویل
دادم به سختی ساعت هشت و نیم رسیدم رفتم سمت گروه های آموزشی تاریک تاریک بود زنگ
زدم به آقا اعتصامی گفتم کلاس کجا برگذار می شه گفت همون جاست ساعت یه ربع به نه
تشکیل می شه . خلاصه تا یه ربع به نه هی راه می رفتم و هی خودم رو لعنت می کردم .
ساعت ده دقیقه به نه شد معلممون نیومد دوباره بهش زنگ زدم گفت دارم صبحانه می خورم

گفتم آقا الله اکبر ماه رمضونه ها گفت آعان منظورم این بود که تو راهم وقتی رسید 2 تا مقاله ع ر ب به زبان اصلی بهش دادم کفش برید البته دیشب به خاطر پرینتش مورد عنایت قرار گرفته بودم .بعد راه افتادم که بیام خونه گفتم بذار با BRT بیام سر رامم کاتریج واسه پرینتر از پاساژ رضا بخرم.تو BRT شعاعی و شمشیری رو دیدم (شعاعی خودم ساعت نه و نیم با یه زنگ ناگهانی بیدار کرده بودم نمی دونین صداش وقتی از خواب بیدار می شه چجوریه کپ هیچکس) خلاصه 7 تا BRT اومد و خالی رفت تا من با هشتمی با یه افتضاح اومدم.

حالا هم منتظرم تا اذان رو بگن تا روحم به پرواز در نیومده یه چیزی بخورم.
وای ( مدرسه )
امروزدیگه ترکوندم ساعت ۱۰ صبح دارم پست می ذارم!!!
دارم می رم مدرسه بنر و بدم به آقای کیانپور و بعد هم ........
ببینیم چی می شه
کار امروز ( مدرسه )
بنر دوره هم طراحی شد...............
البته پدرم در اومد چون می دونید که یه بنر ۲ متر در ۶ متر در فـــــــــــــتوشـــــــــــــــاپ چه قدر سخت طراحی می شه
ولی به هر حال تموم شد
طراحی پوستر ( مدرسه )
دیرو رفتم پیش آقای کیانپور گفت باید یک پوستر برای اردوی جهادی طراحی کنی منم که بیکار
طراحی کردم ولی جدا از شوخی خیلی حرفه ای شدم.........
..: آخرين ارسال ها :..
All Rights Reserved 2007-2009 © by
afshingh1373.Blogfa.com
-
..:Rainy Hull Movis Server:.. -
..:Rainy Hull Music Server:.. -
..:Rainy Hull Images Server:.. -
..:Rainy Hull Host:..