| » . |
براي دريافت جديد ترين عکسها و فيلمها و همچنين جديد ترين موزيک ها اينجا عضو شويد
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
شبی که از 1000 ماه بهتر است ( اطلاعیه )

تاريخ قبرستاني است طولاني و تاريك، ساكت و غمناك، قرنها از پس قرنها هم تهي و هم سرد، مرگبار و سياه و نسلها در پي نسلها، همه تكراري و همه تقليدي، و زندگيها، انديشهها و آرمانها همه سنتي و موروثي، فرهنگ و تمدن و هنر و ايمان همه مرده ريگ!
ناگاه در ظلمت افسرده و راكد شبي از اين شبهاي پيوسته، آشوبي، لرزهاي، تكان و تپشي كه همه چيز را بر ميشود و همه خوابها را برميآشوبد و نيمه سقفها را فرو ميريزد. انقلابي در عمق جانها و جوششي در قلب وجدانهاي رام و آرام، درد و رنج و حيات و حركت و وحشت و تلاش و درگيري و جهد و عشق و عصيان و ويرانگري و آرمان و تعهد، ايمان و ايثار!
نشانههايي از يك «توليد بزرگ»، شبي آبستن يك مسيح، اسارتي زاينده يك نجات!
همه جا ناگهان، «حيات و حركت»، آغاز يك زندگي ديگر، پيداست كه فرشتگان خدا همراه آن «روح» در اين شب به زمين، به سرزمين، به اين قبرستان تيره و تباه كه در آن انسانها، همه اسكلت شدهاند، فرود آمدهاند.
اين شب قدر است.
شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدير بر يك انسان نو، آغاز فردايي كه تاريخي نور را بنياد ميكند.
اين شب از هزار ماه برتر است، شب مشعري است كه صبح عيد قرباني را در پي دارد و سنگباران پرشكوه آن سه پايگاه ابليسي را!
شب سياهي كه در كنار دروازه مني است، سرزمين عشق و ايثار و قرباني و پيروزي!
و تاريخ همه اين ماههاي مكرر است، ماههايي همه مكرر يكديگر، سالهايي تهي و عقيم، قرنهايي كه هيچ چيز نميآفرينند، هيچ پيامي بر لب ندارند، تنها مي گذرند و پير ميكنند و همين و در اين صف طولاني و خاموش، هر از چنديشبي پديدار ميگردد كه تاريخ ميسازد، كه انسان نو ميآفريند و شبي كه باران فرشتگان خدايي باريدن ميگيرد، شبي كه آن روح در كالبد زمان ميدمد، شب قدر!
شبي كه ازهزار ماه برتر است، آنچنانكه بيست و چند سال بعثت محمد، از بيست و چند قرن تاريخ ما برتر بود.
سالهايي كه آن «روح» برملتي و نسلي فرود ميآيد از هزار سال تاريخ وي برتر است. و اكنون، براندام اين اسلام اسلكت شده، برگور اين نسل مدفون و برقبرستان خاموش ما، نه آن روح فرود آمده است، سياهي و ظلمت و وحشتشب هست، اما شب قدر؟
شبي كه باران فرو ميبارد، هر قطرهاش فرشتهاي است كه بر اين كوير خشك و تافته، در كام دانه اي، بوته خشكي و درخت سوختهاي و جان عطشناك مزرعهاي فرو ميافتد و رويش و خرمي و باغ و گل سرخ را نويد ميدهد.
چه جهل زشتي است در اين شب قدر بودن و در زير اين باران ماندن و قطرهاي از آن برپوست تن و پيشاني و لب وچشم خويش حس نكردن، خشك و غبار آلود زيستن و مردن!
هركسي يك تاريخ است. عمر، تاريخ هر انساني است و در اين تاريخ كوتاه فردي، كه ماهها همه تكراري و سردوبي معني مي گذرد، گاه شب قدري هست و درآن از همه افقهاي وجودي آدمي فرشته ميبارد و آن روح، روح القدس، جبرئيل پيامآور خدايي برتو نازل ميشود و آنگاه بعثتي، رسالتي، و براي ابلاغ، از انزواي زندگي و اعتكاف تفكر و عبادت وخلوت فراغت و بلندي كوه فرديت خويش به سراغ خلق فرودآمدني و آنگاه، در گيري و پيكار و رنج و تلاش و هجرت و جهاد و ايثار خويش به پيام!
كه پس از خاتميت، پيامبري نيست، اما هر آگاهي وارث پيامبران است!
آن «روح» اكنون فرود آمده است، در شب قدر بسر ميبريم. سالها، سالهاي شب قدر است، در اين شبي كه جهان ما را در كام خود فرو برده است و آسمان ما را سياه كرده است، باران غيبي باريدن گرفته است، گوش بدهيد، زمزمه نرم و خوش آهنگ آن را ميشنويد، حتي صداي روييدن گياهان را درشب اين كوير ميتوان شنيد.
سلام بر اين شب، شب قدر شبي كه از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،... تا آن لحظه كه خورشيد قلب اين سنگستان را بناگاه بشكافد، گل سرخ فلق برلبهاي فسرده اين افق بشكفد و نهر آفتاب بر زمين تيره ما ... و بر ضمير تباه ما نيز جاري گردد. تا صبح بر اينشب سلام !
منبع . آثار دكتر شريعتي - خودسازي انقلابي
لينك ثابت ![]()
31 شهریور ( واقعه )
امروز روز آخره شهربوره که خیلی چیزا تموم می شه و خیلی چیزا شروع می شه.
چیزایی که تموم می شه:
تعطیلات
آپ منظم وبلاگ
مقاله کسر های مسلسل و.......
چیزایی که شروع شروع می شه :
سال تحصیلی
پاییز
هفته ی دفاع مقدس و .........
چبزی به نظر شما نمی یاد؟
یه سه شنبه دیگه به تاریخ پیوست ( مدرسه )
امروز رفته بودم مدرسه . بچه های کلاس یه کلاس دیگه داشتن در نتیجه من
موندم و معلممون حدود 2 ساعت داشتیم با هم search می
کردیم بعد چشممون به رخصار حسن آقا افتاد باید می بودید و می دیدینش فشن کرده بود
اساسی یا به قول خودش تریپ دانشجویی.
اومد پیش من گفت کسی پروفایل کلوبم رو نمی بینه من هم چیزی برای گفتن
نداشتم وقتی داشتم بر می گشتم خونه رفتم توی پروفایلش می دونین چی کار کرده بود
اگه بگم خندتون می گیره اسمش رو کرده بود الناز عکس پروفایلشم عکس یکی از دوستاش
بود ...........
بعد هم یه سر رفتیم راهنمایی و با حاجی تجدید میثاق کردیم . حالا ام
واضحه دیگه تو خونه ام و می خوام برم تا دم افطار بخوابم
یه داستان خنده دار باحال ( دیگر )
گاو ما ما می كرد
گوسفند بع بع می كرد
سگ واق واق می كرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنك كجایی
شب شده بود اما حسنك به خانه نیامده بودحسنك مدت های زیادی است كه به خانه نمی آید.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می كند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنك دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز كه حسنك با كبری چت می كرد .كبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.كبری تصمیم داشت حسنك را رها كند و دیگر با او چت نكند چون او با پتروس چت می كرد.پتروس همیشه پای كامپیوترش نشسته بود و چت می كرد.پتروس دید كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد می كرد چون زیاد چت كرده بود.او نمی دانست كه سد تا چند لحظه ی دیگر می شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
برای مراسم دفن او كبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما كوه روی ریل ریزش كرده بود .ریزعلی دید كه كوه ریزش كرده اما حوصله نداشت .ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و كور بود .الان چند سالی است كه كوكب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ی مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سیر كند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار كه گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است كه دیكر در كتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.
امان از دست این کسر های مسلسل ( اطلاعیه )
از صبح تا حالا فقط داشتم مقاله کسر های مسلسل ترجمه می کردم باورتون می شه!؟

آیا می دانید ( اطلاعیه )
آیا می دانید: که خامه چیان امروز ساعت 4 به تهران آمد
که من و تو یه آپ اساسی شد
که سیتم عضو گیری به من و تو اضافه
که می توانید به سادگی بامن تبدل لینک کنید
و............
قالب جدید ( اطلاعیه )
سلامی به گرمی تابستون
قالب جدید رو دیدید خوشتون اومد تازه از این به بعد می تونید توی من و تو عضو بشید
کلی گشتم تا این امکان رو پیدا کردم
موفق باشد
موش و گربه ( دیگر )
امروز کتاب موش و گربه عبید زاکانی که حتماهمتون اسکش رو شنیدید برای دانلود می ذارم موش و گربه!!

بازم مثل همیشه ( اطلاعیه )
سلام سلام
خیلی ببخشید که چند روز پست ندادم درگیر پیدا کردن یه قالب خوب بودم که هنوز هم پیدا نکردم آخه می دونید من سخت یه قالب رو می پسندم
امروز صبح داشتم تلویزیون می دیدم که مجری گفت یه مرده تو نیجر 86 تا زن با 170 بچه داره حسابی گرخیده بود یه ربع که داشت می خندید بعد هم گفت یه عده تو همین یکیش موندن اونوقت این 86 تا گرفته ............
11 سپتامبر ( دیگر )
با توجه به داغ بودن مسئله 11 سپتامبر در این روز ها تصاویری از این واقعه رو براتون در ادامه مطلب قرار دادم

..: آخرين ارسال ها :..
All Rights Reserved 2007-2009 © by
afshingh1373.Blogfa.com
-
..:Rainy Hull Movis Server:.. -
..:Rainy Hull Music Server:.. -
..:Rainy Hull Images Server:.. -
..:Rainy Hull Host:..