براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
آمار
نظر سنجی
من و ضریح! ( خاطره )
امروز صبح به عنوان آخرین زیارت رفتیم حرم نما صبح رو همون جایی که شبتولد حضرت علی اونجا نماز خونده بودیم خوندیم!!! من اصرار کردم که دوباره بریم زیارت یهو سه نفر جلویی من همه با هم رفتن و یه راه بین من و ضریح درست شدازدحام جمعیت باعث شد بچسبم به ضریح هر چی می خواستم از امام رضا خواستم!!! موقع بیرون اومدن حسابی پرس شدم اما ارزشش رو داشت!
واردحرم شدیم صدای اذان و تکبیر حرم شنیده می شد واقعا لذت بخش بود رفتیم یه جا کنار در صحن اصلی حرم نماز بخونیم یهو دیدیم چند تا بادیگارد پریدن وسط خوب که نگاه کردیم متوجه شدیم برای محافظت از دو چهره مشهور زیر اومده بودن!
خلاصه خواستیم بریم که دیدیم ضریح خلوت شده رفتیم زیارت و دستمون هم به ضریح رسید اونم چی تو شب ولادت امام علی (ع) که حرم بسی شلوغه.
نوشته شده توسط افشين در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387
امروز ساعت 6 از خواب بیدار شدیم و راهی مشهد شدیم ساعت 4 بعد از ظهر رسیدیم تا هتل رو پیدا کردیم کلی طول کشید جالب اینجاست که طرح ترافیک به مشهد هم رفته بود !!! و مجوزش همروزانه 2000 تومن فروخته می شد !!!! ومحدوده ی اون هم خیابون های منتهی به حرم بود که هتل ما هم دقیقا توی یکی از اون ها (خیابون امام رضا) بود خلاصه پلیسا رو پیچوندیمو بدون داشتن طرح ترافیک رسیدیم !!!!!!!
نوشته شده توسط افشين در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387
دیروز باید خواهر کوچیکم رو می بردم کلاس بسکت بال ولی یادم رفت به خاطر همسن کلی باهاش دعوا کردم بگذریم ........... دیشب ساعت 10 راوانه شمال شدیم و ساعت 1 رسیدیم اونجا وقتی رسیدیم تا ساعت 11 ظهر خوابیدم وقتی بیدار شدم وقتی بیدار شدم متوجه شدم باب نیست رفته کاراشو انجام بدهساعت 2 هم برگشت خونه بعد هم رفتیم شمال گردی !!! جالب اینجاست که دریا هم نرفتیم
نوشته شده توسط افشين در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387
طبق قولی که به دوستان داده بودم ضمن عرض تبریک به مناسبت میلاد با سعادت امام محمد تقی طرح سوم کلوب به همین مناسبت رو می ذارم این کلوب کار من رو آسون کرده.
نوشته شده توسط افشين در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387
دیشب خوابم نمی اومد رفتم تو اتاقم تلویزیون رو روشن کردم همین طور هی با کانال ها ور می رفتم می دونستم شبکه 3 ساعت یک و نیم فیلم می ده هیچ جا هیچ چیز نداشت خلاصه این سریال تاجر پوسان خز رو دیدم داشت خوابم می برد که فیلم شبکه 3 شروع شد اسم فیلم جانور بود بچه ها صبح این فیلم رو دیده بودند اما چون من داشتم برای بازارچه خیریه cd رایت می کردم نتوستم ببینم .
فیلم یه فیلم هندی بود که همه توش خواننده بودن . یه نفر به اسم سالار هم بازی کرده بود که کپ تام کوروز بود خلاصه فیلم رو تا ساعت 4 دیدم بعد اذان گفت خیلی وقت بود که نماز صبح اول وقت نخونده بودم 3 سوت وضو گرفتم و رفتم نماز خوندم.
فیلم هم 1 ساعت بعد تموم شد بابام که فهمید از شب تا صبح بیدار بودم حسابی ناراحت شد رفتم بخوابم که یهو پرده اتاقم فرت کنده شد خلاصه با هزار بدبختی درستش کردیم (با کمک بابام) بعد هم تا ساعت 1 خوابیدم......