| » . |
براي دريافت جديد ترين عکسها و فيلمها و همچنين جديد ترين موزيک ها اينجا عضو شويد
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
خداحافظ بلاگفا!!! ( اطلاعیه )
سلام یا شایدم خداحافظ چون این پست آخرم تو این بلاگه
البته تو این بلاگ چون از این به بعد میخوام تو میهن بلاگ بنویسم البته با کلی تغییر
مثلا اینکه به خاطر سفارشش خود شما دیگه ازاسم خاص استفاده نکنم و بیشتر دست نوشته های خودم رو بذارم و مثل قدیم تقریبا روزی یه بار آپ کنم و .....
ام سخن من با شما که یه سال با من بودین :
حالا که خودم وبلاگم رو میخونم می بینم به جز چند تا پست بقیش دیگه تلف کردن وقته و ارزش خوندن نداره پس از شما که وقتتون رو در اختیار من قرار دادین بسیار متشکرم مخصوصا بعضی از دوستان که همیشه مطالبم رو می خوندن و نظر می دادن
و سخن پایانی اینکه :
شاید بایدمثل آقا اشکان یه وبلاگ تکونی بزرگ کرد اما ...... (بقیش به عهده ی خودتون بذاریم که پست آخر نا تموم باشه )
پ.ن: بابا اینکه خیلی غمگین شد نمی خواستم خداحافظیم اینطوری باشه اما به قول شاعر در نا امیدی بسی امید است پس توی بلاگ جدیدم به آدرس afshingh1373.mihanblog.com منتظرتونم
پ.ن2: از همه ی دوستان می خوام لینکشون رو به بلاگ جدیدم تغییر بدن
پ.ن3: یا علی
لينك ثابت ![]()
سال 88 هم اومد ... ( دست نوشته ها )
باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند ـ
جشن فـــرخنده فـــرودیـن است
روز بازار گـــل و نسرین است
و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند ـ
دی شد و بهمـــن گذشت فصل بهاران رسید
جلوهء گلشن به باغ همچو نگاران رسیـــــد
و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند ـ
فروردین است و روز فـــرودین
شادی و طــرب را کنــد تلقیــــن
ای دو لب تو چو مــی مـــرا ده
کان باشــد رسم روز فـــرودیــن
و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را به نظاره می نشیند و همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد ـ
رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را
میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را
ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی
خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را
و باز فرزندان خورشید در دره ها وادی ها کوهپایه ها و باغ های خندان به بشارت عید بهار و خوشحالی جوانه زدن شاخه های پر نقش و نگار فاخته ها و کبک دری و عتدلیان را به نغمه سرایی می طلبد و پروانه ها را به پذیرایی عطر شگوفه ها دعوت می نماید و غزلان دلفرین را که عشاق سرگردان به یاد چشم مست معشوقه بی وفا و دل آزار خودشان بیابان در بیابان می پرستند فرا میخواند تا سختی های زمستان را به فراموشی بسپارند و عید رابا دیدار دو باره با فصل باران تجلیل کنند و با شنیدن این سرود دلنشین همراز و هم صحبت با آنهای گردند که دل به عشق زنده دارند ـ
ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی
چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی
خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی
بلبلا مــژدهء بهـــار بیــار
خبر بد به بوم و باز گذار
یک شب طولانی تر از همیشه ( مدرسه )
دوست دارم كز غم جانسوز عاشورا بميرم
بنده آنگه باشم اورا كزغم مولا بميرم
مي كشد شرمم كه بعد از اونفس آيد هنوزم
جاي دارد كز غم اين زندگانيها بميرم
كاش سيلي گردد اين اشك غمش آيد زچشمم
تا مگر ويران كند بنياد عمرم را بميرم
ميزنم خود لاف عشق اما شود ثابت زماني
چون رسم بر كوي جانان جان دهم آنجا بميرم
كاش سر بر تربت كويش نهم در آخرين دم
در جوار قتله گاه زاده ي زهرا بميرم
كشته شد جان جهاني مرگ بر اين زندگاني
زندگي آن است كز ، اين محنت عظمی بميرم
هرطرف گلچهره اي در خاك و خون افتاده بي جان
يا رب از داغ كدامين لاله ي حمرا بميرم
از براي قاسم و اصغر نثار اين جان نمايم
يا كه از داغ حسيــــن و اكبــــر ليلا بميرم
يا كنار نحر علقم دست غم بر سر بكوبم
وز غم ناكامي آن تشنه لب سقــــا بميرم
كاش سيلي گردد اين اشك غمش آيد ز چشمم
تا مگر ويران كند بنياد عمرم را بميرم
مي زنم خود لاف عشق اما شود ثابت زماني
چون رسم بر كوي جانان جان دهم آنجا بميرم
این شعری بود که حدود ساعت ۱۲ رو یا بهتر بگم شب پنج شنبه با بروبکس تئاتر زمزمه کردیم . شب خوبی بود بهترش اینه که بگم خاطره خوبی بود ........
شبی که ۳ ساعت بخوابی و فرداش تا حد ... تمرین کنی نمی دونم شاید بهتر باشه اینا رو ننویسم چون الآن اینقدر خوابم مییاد که دارم مانیتور رو بالش می بینم ولی بازم می گم
مثل همیشه آقای ر (ر مخفف یک اسم است ) با ساعتی تاخیر اومد و رفت بالا من هم که علاف مثل چند تا . دنبالشون رفتم.
هی خدا خدا می کردم که این نمایش آرش رو تمرین نکنیم آخه اینقدر کار کرده بودیم که فکر کنم به غیر از ما تمام بچه ها اعم از اول تا پ.د دیالوگاشو حفظ بودن .
معلممون رفت پای تخته و این شعر رو نوشت بعد هم بسیار زیبا خوندش ( صداشو ضبط کردم و به زودی به همراه آرش برای دانلود می ذارم ) اما ......
ژ.ن : در راستای اهداف جذابیت این داستان ادامه دارد ....
..: آخرين ارسال ها :..
All Rights Reserved 2007-2009 © by
afshingh1373.Blogfa.com
-
..:Rainy Hull Movis Server:.. -
..:Rainy Hull Music Server:.. -
..:Rainy Hull Images Server:.. -
..:Rainy Hull Host:..
